مرتضى مطهرى

97

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مداهنه مىكردند ؛ مثلًا صورت توحيد ، صورت برادرى و برابرى ، صورت ممنوعيت ربا محفوظ مىبود ، اما حقيقت و محتوا نه . خلاصه اينكه دوست داشتند تو اهل مصانعه بودى ، و نيستى . پس سَمبَل كردن ، به صورتسازى قناعت كردن مصانعه است . گفتيم رفيق‌بازى ، ملاحظهء دوستان ، فرزندان ، خويشاوندان و مريدان را در اجراى امر خدا دخالت دادن مصانعه است . داستانى از على عليه السلام در تاريخ مسطور است كه از اين جهت آموزنده است : آنگاه كه على عليه السلام به فرماندهى يك سپاه با سربازانش از يمن برمىگشت و حُلّه‌هاى يمنى همراه داشت كه متعلق به بيت‌المال بود ، نه خودش يكى از آن حلّه‌ها را پوشيد و نه به يكى از سپاهيان اجازه داد در آنها تصرف كند . يكى دو منزل نزديك مكه ( آن وقت رسول خدا براى حج به مكه آمده بود ) خود براى گزارش زودتر به حضور رسيد و سپس برگشت كه با سربازانش با هم وارد مكه شوند . وقتى كه به محل سربازان رسيد ، ديد آنها آن حلّه‌ها را آورده و پوشيده‌اند . على بدون هيچ ملاحظه و رودربايستى و مصلحت‌انديشى سياسى ، همه را از تن آنها كند و به جاى اول گذاشت . سربازان ناراحت شدند . وقتى كه به حضور رسول خدا رسيدند ، از جمله چيزهايى كه رسول خدا از آنها پرسيد اين بود كه از رفتار فرمانده‌تان راضى هستيد ؟ گفتند بلى ، اما . . . و قصهء حلّه‌ها را به عرض رساندند . اينجا بود كه رسول خدا اين جملهء تاريخى را دربارهء على فرمود : انَّهُ لَاخَيْشِنٌ فى ذاتِ اللَّه او خشن تَرَك فردى است در ذات خدا ؛ يعنى على آنجا كه پاى امر الهى برسد ، از هرگونه مصانعه و ملاحظه‌كارى بدور است . مصانعه و مصانعه‌دوستى نوعى ضعف و زبونى است و نقطهء مقابل خشونت اصولى است كه نوعى شجاعت و قوّت است . اما مضارعه . مضارعه يعنى مشابهت . آن كس كه مىخواهد جامعه‌اى را اصلاح كند و تغيير دهد ، خودش نبايد همرنگ همان مردم باشد و همان نقاط ضعف كه در مردم هست در خودش وجود داشته باشد . كسى موفق به اصلاح نقاط ضعف مىشود كه خود از آنها مبرّا باشد . وَ غَيْرُ تَقِىٍّ يَأْمُرُ النّاسَ بِالتُّقى * طَبيبٌ يُداوِى النّاسَ وَ هُوَ عَليلٌ اگر در بيماريهاى جسمى احياناً يك بيمار بتواند بيمار ديگرى را معالجه كند ، در مداواهاى روحى و اجتماعى ميسر نيست . خودسازى بر جامعه‌سازى مقدم